دعای امام زمان(عج) در حق بانوان بانوان منتظر، امانتداران مظهریت اسمای جمالی خداوندند. آنان باید این امانت الهی را پاس دارند و خویش را در برابر وسوسه های شیاطین ظاهری و باطنی كه می كوشند تا با شكستن حریم شرع، عقل و اخلاق، این امانت بزرگ الهی را ضایع كنند، حفظ و مراقبت كنند از دعاهای منسوب به امام عصر(عج)، دعای معروف «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ...» است که به زیبایی هر چه تمام و در فرازهایی کوتاه، وظایف منتظران از اقشار و صنوف مختلف را بیان کرده و راه و رسم زندگی به سبک انتظار را نشان می دهد. از این رو، در سلسله مطالبی شرح فرازهای نورانی و ژرف این دعا مرور می شود: حضرت حجت(عج) در ادامه فرازهای نورانی این دعا بیان می کنند: «وَ عَلَى النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّة؛ بر زنان شرم و عفت عنایت كن». زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه، نقشی مهم و بی بدیل در فلاح و صلاح آن دارند لذا بتبع، سبکی که آنها برای زندگی برمی گزینند و ارزش هایی که به تناسب آنها فکر و عمل می کنند، نیز در حرکت جامعه به سوی سعادت یا شقاوت تاثیرگذار است. در این میان زنان برای آنکه نقش مادری و همسری را در جامعه به درستی ایفا کنند باید به سلاح هایی مجهز شوند که از مهمترین آنها «حیا و عفاف» است. در آیات قرآن بر این خصیصه تاکید و برکات و آثار فراوانی برای آن ذکر شده است. چنان که خدای متعال در آیه 25 سوره مبارکه قصص به وقار و حیای دختران شعیب اشاره می کند و می فرماید: «فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوكَ لِیَجْزِیَكَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا... (موسی هنوز لب از دعا نبسته بود که دید) یکی از آن دو دختر که با کمال (و قار و) حیا راه میرفت، باز آمد و گفت: پدرم از تو دعوت میکند تا در عوض سقایت و سیراب کردن گوسفندان ما به تو پاداشی دهد...». علاوه بر این، در آموزه های روایی نسبت به این صفت توصیه و اشاره بسیار است، امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «حیا از ایمان است و ایمان در بهشت است (پس شخص با ایمان با حیاء در بهشت است).» (1) همچنین از آن حضرت(ع) است که: «حیاء و ایمان در یك رشته و همدوش همند چون یكى از آن دو رفت دیگرى هم می رود.» (2) در این میان زنان به دلیل نقش مهمی که در سلامت جامعه دارند، آراستگی شان به صفت حیاء از اهمیت بیشتری برخوردار است چنان که امام صادق(ع) فرمودند: «اگر چه تفاوتی بین زن و مرد در مزین شدن به آن نیست اما بر زنان نیكوتر است.»(3) حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در کتاب «امام مهدی(عج)؛ موجود موعود» و در شرح این فراز از دعای «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ...» می نویسد: «زن ها بخشی مهم از جامعه اسلامی اند از آن رو كه سهمی درخور از آرامش و امنیت روانی جامعه وامدار نقش بی نظیر زنان است؛ نیز صلاح نسل امروز و سداد نسل فردا در گرو صلاح و سداد آنها است. آفت بزرگی كه می تواند مانع كاركرد اساسی و ثمربخش این بخش از اجتماع شود و آنان را كه قادرند عامل سعادت فرد و جامعه باشند به ابزار انحطاط خویش و جامعه شان بدل كند، همانا فقدان صفت هایی است كه امام عصر (عج) آنها را بایسته زنان امّت مهدوی می داند و آراستگی به آن صفات را از درگاه عزّ ربوبی برایشان درخواست می كند: أ.حیاء: حیا به معنای مراقبت از نفس در برابر هر نوع آلودگی و زشتی و عیب است. بانوان منتظر، امانتداران مظهریت اسمای جمالی خداوندند. آنان باید این امانت الهی را پاس دارند و خویش را در برابر وسوسه های شیاطین ظاهری و باطنی كه می كوشند تا با شكستن حریم شرع، عقل و اخلاق، این امانت بزرگ الهی را ضایع كنند، حفظ و مراقبت كنند تا به دام شیطان نیفتند، كه هر سخن یا عمل بر خلاف موازین آموزه های ناب قرآن و عترت، به منقصت، كدورت و تاریكی جان انسان می انجامد و از دام های شیطان به شمار می آید: و علی النساء بالحیاء. ب. عفت: بانوان منتظرِ آخرین حجت خداوند (عج) پاسدار حریم عفت اند. حفظ عفت، یعنی نگهداشتن نفس از تمایلات و شهوات نفسانی، فضیلت والای بانوان اهل انتظار است. بسا كه جاهلیت مدرن روزگار ما تمایلات و هواهای نفسانی را دامن بزنند و شهوات را برای انسان زینت دهند؛ اما بر بانوان منتظر شایسته است كه با نگهبانی از حریم عفت خویش زمینه اعتلای روح خویش را فراهم آورند و از پیروی وسوسه های نفسانی و شیطانی احتراز كنند و هیچ زینتی را برون از حوزه جانشان و هیچ افتخاری را برتر از حفظ گوهر الهی وجودشان نشناسند: و العفة. بنابر آنچه بیان شد زنان در جامعه منتظر و زمینه ساز وظایفی دارند که غفلت از آنها هم خودشان و هم مسیر انتظار را دچار آسیب های جبران ناپذیر خواهد کرد. زنان باید بدانند وقتی حریم عفاف را مراعات نمی کنند و حجاب خود را درست نمی کنند، جوانان را به دنبال گناه می کشند. بی حجابان، «حشره مزاحمت» جمع می کنند، ولی افراد با حجاب در دژ و حصار عفاف و حیا و حجاب، مصون از تعرض نگاه های هوس آلودند. این که حضرت فاطمه(س) در پاسخ سوال حضرت رسول خدا(ص) که پرسیدند: «چه چیز برای زن بهتر است؟»، عرض کردند: «اَن لا تَری رَجلا و لا یَراهُ رَجُل»(4) تاکیدی بر حاکم سازی حیا و عفاف بر روابط زن و مرد است. نه اینکه زن اصلا از خانه بیرون نیاید بلکه تا می شود این دیدارها کاهش یابد، چون زمینه ساز وسوسه های شیطانی است. قرآن می فرماید: «زنان در سخن گفتن با مردان نامحرم، نرم و با ناز و کرشمه سخن نگویند، چون دل های بیمار را به طمع می افکند.»(5) از این رو، هر نوع شوخی و مزاح و اختلاط با نامحرم و رفتارهای جلب کننده نظرها و آرایش و عطر و کفش و لباس تحریک آمیز، حرام و ممنوع است. اگر به سلامت جامعه می اندیشیم این حریم ها را هم باید مراعات کنیم. از بانوانی که چشم انتظار آمدن امام زمان(عج) هستند، انتظار می رود الگوی نجابت و حیا و پاکی باشند و از آنان که خود را شیعه زهرا(س) و امت محمد(ص) می دانند، انتظار است حجاب و عفاف را رعایت کنند وگرنه رضای خدا و رسول و امام زمان(عج) را نمی توانند کسب کنند. پی نوشت: 1-الكافی، ج2، ص106، باب الحیاء؛ 2- الكافی، ج2، ص106؛ 3- إرشاد القلوب إلى الصواب، ج1، ص: 193؛ 4-بحارالانوار؛ 5-احزاب، آیه 32. *منابع: 1-پایگاه اطلاع رسانی مرکز تخصصی مهدویت(گروه ادعیه و زیارات) 2-کتاب «زندگی مهدوی؛ اخلاق و اوصاف منتظران»، نوشته جواد محدثی
فلسفه شهرت امام زمان(عج) به «مهدی فاطمه(س)» حجت الاسلام صرفی با تبیین چرایی کاربرد عنوان «مهدی فاطمه(س)» برای امام زمان(عج)، گفت: اهداف مهدوی همان اهداف فاطمی و سلوک امام زمان (عج) همان سلوک حضرت زهرا(س) است و اساساً مهدوی باوری بدون شناخت فاطمه(س) مقدور نیست. مهدویت و حضرت زهرا حجت الاسلام «محمد صرفی» در گفت وگو با خبرنگار گروه مهدویت و غدیر خبرگزاری شبستان که به مناسبت ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرای مرضیه(س) انجام شد، در پاسخ به این سوال که «چرا در روایات امام زمان(عج)، مهدی فاطمه(س) خطاب می شود؟»، اظهار کرد: در روایات مختلف حضرت مهدی(عج) به عنوان فرزند امام حسین(ع) یا دیگر ائمه اطهار(ع) معرفی شده است اما ویژگی و نسب خاص ایشان در روایات، «مهدی فاطمه(س)» است. کارشناس مرکز تخصصی مهدویت اضافه کرد: یکی از دلایل این نوع نام بردن، آن است که بنابر توافق تمام مذاهب اسلامی، حضرت مهدی(عج) از نسل حضرت زهرا(س) است و تمام مذاهب اسلامی معتقدند که مهدیِ برپا کننده عدل و قسط در جهان، فرزند فاطمه(س) است که این روایت به ایشان تعلق دارد: «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملأت ظلماً و جوراً؛ زمین را از قسط و عدل پر می کند چنانکه از ظلم و چور پر شده باشد» صرفی تصریح کرد: در روایتی مورد قبول تمام مذاهب اسلامی آمده: «المهدی من عترتی من ولد فاطمه؛ مهدی(عج) از نسل فاطمه زهراست» اما این چه سری است که نام حضرت مهدی(عج) با نام حضرت زهرا(س) گره خورده است؟ وی با اشاره به شباهت های موجود میان حضرت زهرا (س) و امام مهدی(عج)، بیان کرد: حضرت زهرا(س) بقیه النبوه است، زمانی که ایشان خطبه فدکیه را ایراد کردند، امیرالمومنین امام علی(ع) ایشان را اینگونه خطاب کردند: «یا ابنه الصفوه و بقیه النبوه؛ ای دختر برگزیده و باقیمانده رسالت» و امام زمان (عج) نیز بقیه الله و بقیه النبوه است. این کارشناس مهدوی در ادامه ابراز کرد: حکیمه خاتون نقل می کند: در شب تولد حضرت مهدی(عج) خدمت امام عسکری(ع) رسیدم و زمانی که امام مهدی(عج) را تقدیم ایشان کردم، حضرت(ع) خطاب به کودک فرمودند: «سخن بگو ای حجت الله و بقیه الانبیاء» و امام زمان (عج) با شهادتین سخن گفتند و حتی قبل از تولدشان نیز امام عسکری(ع) به عمه خود خطاب کردند که سوره قدر را بخوان و زمانی که ایشان این سوره را می خواند، فرزند داخل شکم مادر با ایشان همراهی کرد که حکیم خاتون تعجب کرد و امام عسکری(ع) به عمه خود فرمود: نترس، از قدرت الهی تعجب می کنی! حجت الاسلام صرفی ادامه داد: زمانی که زنان قریش و مکه حضرت خدیجه (س) را تنها گذاشته بودند، پیامبر(ص) وارد منزل می شود و مشاهده می کند که حضرت خدیجه(س) در حال سخن گفتن است و سوال می کند با چه کسی صحبت می کنی و ایشان می گوید: این طفل داخل شکم ام با من صحبت می کند و من را دعوت به صبر کردن می نماید. کارشناس مرکز تخصصی مهدویت با بیان اینکه حضرت زهرا(س) و امام زمان (عج) هر دو از نوری واحد هستند، تصریح کرد: در روایتی داریم که روزی زمین و آسمان تاریک شدند و فرشته ها به خداوند شکایت کردند و خدا کلمه ای فرمود و پس از آن روحی آفریده شد و سپس خداوند کلمه دیگری خلق کرد که از آن نوری ساطع شد و خداوند آن کلمه را با آن نور آمیخت و در پی آن زمین و آسمان نورانی شد و آن نور فاطمه زهرا(س) بود به همین دلیل نیز ایشان را زهرا می نامند. وی تاکید کرد: مهدی(عج) نیز نور است چنان که در روایت داریم: «إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ اَلْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهٰا وَ اِسْتَغْنَى اَلْعِبَادُ عَنْ ضَوْءِ اَلشَّمْسِ وَ ذَهَبَتِ اَلظُّلْمَةُ؛ همانا چون قائم ما قیام كند زمین به نور پروردگارش روشن شود، و مردم از نور خورشید بىنیاز گردند، و تاریكى یكسره از میان برود». حجت الاسلام صرفی اضافه کرد: شفاعت هر دو بزرگوار در روز قیامت نیز ویژگی مشترک آنان است که براساس روایات، هر دو آنان در روز قیامت شفیع مردم خواهند بود.
دعای امام زمان(عج) در حق بانوان بانوان منتظر، امانتداران مظهریت اسمای جمالی خداوندند. آنان باید این امانت الهی را پاس دارند و خویش را در برابر وسوسه های شیاطین ظاهری و باطنی كه می كوشند تا با شكستن حریم شرع، عقل و اخلاق، این امانت بزرگ الهی را ضایع كنند، حفظ و مراقبت كنند امام زمان- جمکران از دعاهای منسوب به امام عصر(عج)، دعای معروف «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ...» است که به زیبایی هر چه تمام و در فرازهایی کوتاه، وظایف منتظران از اقشار و صنوف مختلف را بیان کرده و راه و رسم زندگی به سبک انتظار را نشان می دهد. از این رو، در سلسله مطالبی شرح فرازهای نورانی و ژرف این دعا مرور می شود: حضرت حجت(عج) در ادامه فرازهای نورانی این دعا بیان می کنند: «وَ عَلَى النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّة؛ بر زنان شرم و عفت عنایت كن». زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه، نقشی مهم و بی بدیل در فلاح و صلاح آن دارند لذا بتبع، سبکی که آنها برای زندگی برمی گزینند و ارزش هایی که به تناسب آنها فکر و عمل می کنند، نیز در حرکت جامعه به سوی سعادت یا شقاوت تاثیرگذار است. در این میان زنان برای آنکه نقش مادری و همسری را در جامعه به درستی ایفا کنند باید به سلاح هایی مجهز شوند که از مهمترین آنها «حیا و عفاف» است. در آیات قرآن بر این خصیصه تاکید و برکات و آثار فراوانی برای آن ذکر شده است. چنان که خدای متعال در آیه 25 سوره مبارکه قصص به وقار و حیای دختران شعیب اشاره می کند و می فرماید: «فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوكَ لِیَجْزِیَكَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا... (موسی هنوز لب از دعا نبسته بود که دید) یکی از آن دو دختر که با کمال (و قار و) حیا راه میرفت، باز آمد و گفت: پدرم از تو دعوت میکند تا در عوض سقایت و سیراب کردن گوسفندان ما به تو پاداشی دهد...». علاوه بر این، در آموزه های روایی نسبت به این صفت توصیه و اشاره بسیار است، امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «حیا از ایمان است و ایمان در بهشت است (پس شخص با ایمان با حیاء در بهشت است).» (1) همچنین از آن حضرت(ع) است که: «حیاء و ایمان در یك رشته و همدوش همند چون یكى از آن دو رفت دیگرى هم می رود.» (2) در این میان زنان به دلیل نقش مهمی که در سلامت جامعه دارند، آراستگی شان به صفت حیاء از اهمیت بیشتری برخوردار است چنان که امام صادق(ع) فرمودند: «اگر چه تفاوتی بین زن و مرد در مزین شدن به آن نیست اما بر زنان نیكوتر است.»(3) حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در کتاب «امام مهدی(عج)؛ موجود موعود» و در شرح این فراز از دعای «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ...» می نویسد: «زن ها بخشی مهم از جامعه اسلامی اند از آن رو كه سهمی درخور از آرامش و امنیت روانی جامعه وامدار نقش بی نظیر زنان است؛ نیز صلاح نسل امروز و سداد نسل فردا در گرو صلاح و سداد آنها است. آفت بزرگی كه می تواند مانع كاركرد اساسی و ثمربخش این بخش از اجتماع شود و آنان را كه قادرند عامل سعادت فرد و جامعه باشند به ابزار انحطاط خویش و جامعه شان بدل كند، همانا فقدان صفت هایی است كه امام عصر (عج) آنها را بایسته زنان امّت مهدوی می داند و آراستگی به آن صفات را از درگاه عزّ ربوبی برایشان درخواست می كند: أ.حیاء: حیا به معنای مراقبت از نفس در برابر هر نوع آلودگی و زشتی و عیب است. بانوان منتظر، امانتداران مظهریت اسمای جمالی خداوندند. آنان باید این امانت الهی را پاس دارند و خویش را در برابر وسوسه های شیاطین ظاهری و باطنی كه می كوشند تا با شكستن حریم شرع، عقل و اخلاق، این امانت بزرگ الهی را ضایع كنند، حفظ و مراقبت كنند تا به دام شیطان نیفتند، كه هر سخن یا عمل بر خلاف موازین آموزه های ناب قرآن و عترت، به منقصت، كدورت و تاریكی جان انسان می انجامد و از دام های شیطان به شمار می آید: و علی النساء بالحیاء. ب. عفت: بانوان منتظرِ آخرین حجت خداوند (عج) پاسدار حریم عفت اند. حفظ عفت، یعنی نگهداشتن نفس از تمایلات و شهوات نفسانی، فضیلت والای بانوان اهل انتظار است. بسا كه جاهلیت مدرن روزگار ما تمایلات و هواهای نفسانی را دامن بزنند و شهوات را برای انسان زینت دهند؛ اما بر بانوان منتظر شایسته است كه با نگهبانی از حریم عفت خویش زمینه اعتلای روح خویش را فراهم آورند و از پیروی وسوسه های نفسانی و شیطانی احتراز كنند و هیچ زینتی را برون از حوزه جانشان و هیچ افتخاری را برتر از حفظ گوهر الهی وجودشان نشناسند: و العفة. بنابر آنچه بیان شد زنان در جامعه منتظر و زمینه ساز وظایفی دارند که غفلت از آنها هم خودشان و هم مسیر انتظار را دچار آسیب های جبران ناپذیر خواهد کرد. زنان باید بدانند وقتی حریم عفاف را مراعات نمی کنند و حجاب خود را درست نمی کنند، جوانان را به دنبال گناه می کشند. بی حجابان، «حشره مزاحمت» جمع می کنند، ولی افراد با حجاب در دژ و حصار عفاف و حیا و حجاب، مصون از تعرض نگاه های هوس آلودند. این که حضرت فاطمه(س) در پاسخ سوال حضرت رسول خدا(ص) که پرسیدند: «چه چیز برای زن بهتر است؟»، عرض کردند: «اَن لا تَری رَجلا و لا یَراهُ رَجُل»(4) تاکیدی بر حاکم سازی حیا و عفاف بر روابط زن و مرد است. نه اینکه زن اصلا از خانه بیرون نیاید بلکه تا می شود این دیدارها کاهش یابد، چون زمینه ساز وسوسه های شیطانی است. قرآن می فرماید: «زنان در سخن گفتن با مردان نامحرم، نرم و با ناز و کرشمه سخن نگویند، چون دل های بیمار را به طمع می افکند.»(5) از این رو، هر نوع شوخی و مزاح و اختلاط با نامحرم و رفتارهای جلب کننده نظرها و آرایش و عطر و کفش و لباس تحریک آمیز، حرام و ممنوع است. اگر به سلامت جامعه می اندیشیم این حریم ها را هم باید مراعات کنیم. از بانوانی که چشم انتظار آمدن امام زمان(عج) هستند، انتظار می رود الگوی نجابت و حیا و پاکی باشند و از آنان که خود را شیعه زهرا(س) و امت محمد(ص) می دانند، انتظار است حجاب و عفاف را رعایت کنند وگرنه رضای خدا و رسول و امام زمان(عج) را نمی توانند کسب کنند. پی نوشت: 1-الكافی، ج2، ص106، باب الحیاء؛ 2- الكافی، ج2، ص106؛ 3- إرشاد القلوب إلى الصواب، ج1، ص: 193؛ 4-بحارالانوار؛ 5-احزاب، آیه 32.
چگونه به زندگیمان رنگ و بوی مهدوی بدهیم؟ کسی که منتظر حاکمیت عدل است و آماده جنگ با جنود باطل باید ابتدا در سرزمین خود به بر چیده شدن باطل کمک کند و در میدان قلبش با جنود جهل مبارزه کند. عکس نویسنده نویسنده : طیبه نوحی ارزشها و بینشها در فرهنگ اسلامی حاکی از آن است که منتظر باید تأثیر عملی و عینی انتظار را در رفتار خود بروز دهد. به دیگر سخن در عین پایبندی به باورهای اسلام رویکردی منتظرانه در رفتار وی به نمایش درآید و حرکت وی در جهت تحقق ظهور منجی باشد. بنابراین نمیتوان انتظار را تفکری صرف دانست؛ چراکه انتظار عملی است توأم با تلاش و جهاد و چشمبهراهی تنها کاری از پیش نخواهد برد. بشر علاوه بر پیکار روزانه حق و باطل باید خود را نیز برای ظهور آماده کند. لذا اولین قدم برای زندگی مهدوی خودسازی است: پاکی نفس از صفات رذیله بهترین محرک، در روند زمینهسازی ظهور حضرت حجت (عج) است. اهمیت این موضوع از آن جهت است که تا شخص خود را پاک نکند قطعاً نمیتواند در پاکی جامعه نقشی داشته باشد شیطان از ابتدای خلقت بشر تاکنون فعالترین دشمن انسان و نمایندگان الهی بوده است؛ لذا از مهمترین وظایف و جلوههای رفتاری منتظر جهاد با نفس و تهذیب آن است. پاکی نفس از صفات رذیله بهترین محرک، در روند زمینهسازی ظهور حضرت حجت (عج) است. اهمیت این موضوع از آن جهت است که تا شخص خود را پاک نکند قطعاً نمیتواند در پاکی جامعه نقشی داشته باشد. هرگاه بندهای گناه میکند نقطه سیاهی در قلبش خانه میکند، اگر توجه کرد آن نقطه سیاه کوچ کرده و میرود؛ اما اگر گناه را زیاد کرد سیاهی قلب را فرامیگیرد و دیگر رستگاری سراغ آن انسان نمیآید.[1] کسی که منتظر حاکمیت عدل است و آماده جنگ با جنود باطل باید ابتدا در سرزمین خود به برچیده شدن باطل کمک کند و در میدان قلبش با جنود جهل مبارزه کند. آیتالله بهجت (ره) فرمودند: «اگر بفرمایید چرا به آن حضرت دسترسی نداریم؟ جواب این است: چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستید؟ او به همین از ما راضی است».[2] جاروب کن خانه و پس میهمان طلب بنابراین اگر فرد بنا دارد سهمی در ظهور داشته باشد باید به تهذیب نفس و محاسبه روزانه آن همت گمارد چنانچه امام صادق (ع) خطاب به عبدالله جندب میفرمایند: «ای پسر جندب، بر هر مسلمانی که ما را میشناسد، لازم است که در هر روز و شب، اعمالش را بر خود عرضه دارد و از نفس خود حساب بکشد؛ اگر کار خوبی در آنها یافت، به آن بیفزاید و اگر کار زشتی یافت، طلب بخشایش نماید تا در قیامت دچار رسوای نگردد». [3] زیست مهدوی در عصر غیبت نیازمند معرفت و علم نسبت به امام عصر (عج) است؛ چراکه تا منتظر، امام زمان(عج) خود را نشناسد و اسباب، لوازم و عوامل ظهور ایشان و موارد جلب رضایت او را نداند مهره مؤثر ظهور نخواهد بود. معرفت زیست مهدوی در عصر غیبت نیازمند معرفت و علم نسبت به امام عصر (عج) است؛ چراکه تا منتظر، امام زمان(عج) خود را نشناسد و اسباب، لوازم و عوامل ظهور ایشان و موارد جلب رضایت او را نداند مهره مؤثر ظهور نخواهد بود. شناخت در این امر به دو قسم قابل تقسیم است ظاهری و باطنی. اعتقاد به فضائل و واجبات، ویژگیهای ایشان و وظایف فرد در مقابل امام از شئونات معرفت مهدوی است چنانچه حدیث معروف نبوی بر این امر صحه میگذارد: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» اگر کسی بی آنکه امام زمانش را شناخته باشد بمیرد به مرگ جاهلی مرده است.[4] جاهلیت مرز تاریخی و زمانی ندارد، بلکه به معنای عدم قبول ارزشهای اسلامی است. پس فرقی نمیکند در چه زمانی باشد. بنابراین مرز جاهلیت ارزشی، تشریعی، فکری و عقیدتی است. حال کسی که مرگش جاهلی باشد در واقع زندگی جاهلانهای نیز داشته است. فرد منتظر باید این مرز را درنوردد و در زندگی روزانهاش از هر ثانیه و ساعت جهت پیشبرد و بالا رفتن معرفتش استفاده نماید. یک از راههای ازدیاد معرفت مطالعه و تأمل و تفکر نسبت به مقام ولایت و دیگر شئون امام است. معرفت حدی ندارد به لطف و تفضل الهی دائم ارتقا خواهد یافت، بنابراین از تلاش در این امر مضایقه نکند. دعا خداوند با بشارتهایی که به حضرت ابراهیم داد نهایتی را برای نجات بنیاسرائیل از زیر بار ظلم بهوسیله منجی ایشان (حضرت موسی) در نظر گرفته بود که آن 400 سال بعد بود ولی راه دعا و تضرع را هم به آنها آموخت تا اگر از اعمال زشتی که داشتهاند و بیتوجهیهایی که به حجج الهی داشتهاند به درگاه خداوند توبه نموده و تضرع نمایند ظهور این مصلح جلو میافتد. آنها با این آموزش این کار را کردند و شبها گاه به بیابانها میرفتند و گریه و زاری مینمودند و مجلس دعا تشکیل دادند و به خاطر همین دعاها و تضرعها خداوند از 170 سال باقیمانده آن انتها صرفنظر کرد و حضرت موسی را برای نجات آنها رسانید[5] . پیشوایان ما در مورد دعا برای امام عصر (عج) اهمیت مخصوصی قائل بودند بنابراین از مهمترین وظایف منتظر مزین نمودن روزها و شبهای خود به دعا برای حضرت حجت(عج) است زندگی روزانه منتظر باید سراسر دعا به جان حضرت حجت (عج) و تعجیل در ظهور ایشان باشد و از این امر خسته نشود. چنانچه تکرار و اصرار بر دعا اهمیت ویژهای دارد. مرحوم سید ابن طاووس در جمال الاسبوع مینویسد: «پیشوایان ما در مورد دعا برای امام عصر (عج) اهمیت مخصوصی قائل بودند بنابراین از مهمترین وظایف منتظر مزین نمودن روزها و شبهای خود به دعا برای حضرت حجت(عج) است». صدقه توصیهی امام حسن عسگری (ع) به فرزند خویش این بود: «... پسرم ! بر تو باد جاهای نهان و دور، همواره در جاهای دوردست و پنهان زندگی کن که هر یک از دوستان خدا، دشمنی خطرناک و مخالفی مزاحم دارد....» [6] یکی از دلایل غیبت امام عصر (عج) حفظ جان ایشان است چنانچه سلامتی آن بزرگوار برای ما هدیه الهی است. صدقه دادن روزانه برای آن مقام عظمی یکی از کارهای روزانه هر مهدی باور است. سلامت جسم و روح یکی از مهمترین منابع هر حکومت، منابع انسانی آن است. چنانچه برخی مکتبها در صورت نداشتن این مقوله حتی با تجهیزات عالی دچار شکست شدهاند. منتظر واقعی با برنامهریزی صحیح باید هم جسم خود را ساماندهی کند هم روح خود را. آمادگی جسمانی برای سرباز آمادهباش ازجملهی ضروریات است و رکن مهمی محسوب میشود. قوای بدنی قوی ورزیدگی جسمی و نیرومندی لازمهی دفاع از آرمان جهانی حکومت مهدوی است. امام خمینی(ره) در این راستا به جوانان میفرماید: «مملکت ما همینطور که به علما احتیاج دارد به قدرت شما هم احتیاج دارد. این قدرت حرکتی، با ایمان باشد، وقتی زورخانه با قرآن باشد، با ایمان باشد، پشتوانه یک ملت است آنچه پشتوانه یک ملت است آن افراد با ایمان هستند، ورزشکاران با ایمان هستند». [7] صدقه دادن روزانه برای آن مقام عظمی یکی از کارهای روزانه هر مهدی باور است علاوه بر تحرک، تغذیه نیز امری مهم و ضروری در تقویت قوای جسمی است آنچه شخص در طول زندگی خود باید مورد اهمیت قرار دهد؛حلال خوردن، پاک خوردن است و اینکه علاوه بر کیفیت به کمیت غذا نیز باید اهمیت دهد خداوند میفرماید: «فلینظر الانسان الی طعامه» .[8] در جهت بسترسازی ظهور، تلاش برای این امر یکی از مهمترین مسائلی است که صرف هزینه برای آن کاری بیهوده نیست دیگر عنصر موردتوجه برای جسم علاوه بر بعد باطنی آن حفظ ظاهر و نوع پوشش است. یک منتظر باید لباسی انتخاب کند که متناسب با فرهنگ انتظار باشد. نه اینکه گزینش او صرفاً تقلیدی بوده و بدون در نظر گرفتن جنسیت، انگشتنما شدن و سن و سالش پوشش را انتخاب کند. پینوشت: [1] . بحارالانوار/ج70/ ص 327 [2] . امام زمان در کلام آیتالله بهجت/ ص90 [3] . سبک زندگی منظرانه/ ملایی/ ص 122 . [4] . بحارالانوار/ ج23 / ص 89 . [5] . وقت معلوم/ گنجی / ص 151 . [6] . بحارالانوار/ ج 52/ ص 35 . [7] . صحیفه نور، ج 7؛ ص 48 . [8] . عبس/ 24
خانواده مهدوی چه ویژگیهایی دارد عشق به حضرت حجت(عج) از ارکان اساسی ولایتمداری است. چنانچه پدر و مادر در خانواده بتوانند این امر را در خود و فرزندانشان نهادینه کنند در مسیر ظهور و زمینهسازی برای این امر تأثیر بسزایی خواهند داشت. نویسنده : طیبه نوحی خانواده یکی از نظامهای اولیهی جوامع بشری است که با وجود تحولات اساسی، در اهداف و کارکردهای خود ثابت مانده و هنوز اهمیت بسزایی دارد. خانواده بهترین بستر برای تأمین نیازهای مادی و روانی شخص و همچنین بهترین پایگاه برای برقراری امنیت روانی افراد محسوب میشود. اگرچه خانواده، جامعهای کوچک است، اما اسلام برای تغییر و پاکسازی جوامع بزرگتر اهتمام زیادی به سلامت این نهاد داشته، چنانچه امام صادق (ع) میفرمایند: «والزمو بیوتکم»؛ ملازم خانههای خود باشید.[1] ملازم خانه و خانواده بودن نشانهی اهمیت وافر به این نهاد بنیادین جامعه است و سالم و فعال نگه داشتن این هسته در تأسیس و تشکیل جامعه مهدوی نقش مؤثری دارد؛ اما آنچه یک خانواده را مهدوی خواهد کرد، عبارتاند از: باور توحیدی و ایمان ازآنجاکه سبک زندگی هر شخص تابع هدف اوست، افراد ابتدا باید هدفی مناسب برای زندگی خود تعیین کنند و نکته اساسی در این مسئله بحث ایمان و باور توحیدی است، در غیر این صورت پیشرفتی صورت نمی پذیرد؛ چراکه خانواده میتواند بر اساس هدف خود تحت ولایت خدا یا شیطان قرار بگیرد و چنانچه به مرز شیطانی راه پیدا کرد دیگر نمیتوان آن را مؤثر در تحقق ظهور دانست. اولویت انجام واجبات و ترک محرمات در خانواده مهدوی ازاینرو در تشکیل زندگی نیز نباید ارزشهای دینی را از نظر دور داشت؛ چراکه از برنامههای اصلی حضرت حجت (عج) اهمیت به ارزشهای دینی است. امام صادق (ع) میفرماید: «اذا قام القائم لایبقی أرض إلا نودی فیها شهاد ان لا إله إلا الله و أن محمد رسول الله»؛ هنگامیکه حضرت قائم قیام مینماید هیچ جایی نیست مگر اینکه در آن ندای «لا إله إلا الله و محمد رسول الله» سر داده میشود. لذا در خانواده مهدوی انجام واجبات و ترک محرمات در انتخابها اولویت دارد. امید و نشاط بشر از ابتدای آفرینش در پی یافتن منبعی امیدزا بوده است تا در پرتو آن بتواند موانع و مشکلاتی که در زندگی برای او به وجود میآید را از مسیر بردارد و راه دسترسی به هدفهایش را هموار کند. یأس و نامیدی بزرگترین بلا در مسیر جامعهی عصر ظهور است؛ برای افرادی که فعالانه در پی هدفها، امیدها و رؤیاهای خویشاند و رهنمون زندگیشان، معناجویی و ایثار و تعهد است. تعقیب هدف هیچگاه پایان نمیپذیرید. افراد سالم به آینده میاندیشند و در آینده زندگی میکنند.[2] ظهور و انتظار، گنجینه عظیم ملتها مقام معظم رهبری در سخنی دراینباره میفرمایند: «اعتقاد به قضیه مهدی و موضوع ظهور و فرج و انتظار، گنجینهی عظیمی است که ملتها میتوانند از آن بهرههای فراوانی ببرند و امید و تلاش افراد برای نجات نقش عظیمی دارد.»[3] مسئولیتپذیری حس مسئولیتپذیری اعضای خانواده نسبت به یکدیگر نشان از رشد فکری افراد در این زمینه دارد. دلیل چنین عنصری را باید در فرهنگ قرآن و مهدویت جستجو کرد، زیرا از یکسو قرآن با فرمان «یا ایها الذین آمنو قوا انفسکم و اهلیکم...»[4] وظایف خانوادگی را مشخص میکند، از سوی دیگر مهدویت یعنی احساس مسئولیت بینالمللی و جهانی نسبت به انسان امروز و فردا و دغدغه اصلاح بشریت داشتن، رنج بشریت را چشیدن و از قالب «من» درآمدن و به «ما» اندیشیدن؛ بنابراین مهدویت یعنی طرحی جهانی برای شکوفایی انسانیت؛ بر این اساس ارتباط تنگاتنگی بین فرهنگ مهدوی و اصالت و رسالت خانواده مهدوی وجود دارد.[5] خانواده مهدوی نسبت به نسل آینده و تربیت نسل مهدوی و بسترسازی و ایجاد کانون سرشار از عدالت و امنیت مسئولیتپذیر است. اندیشه و تعقل پیامبر گرامی اسلام (ص) میفرمایند: «إنما یدرک الخیر کله بالعقل و لادین لاعقل له»؛ تمام خیر با عقل به دست میآید و کسی که اهل اندیشه نیست دین ندارد.[6] بنابراین ایمان شخص در گرو به کار بستن یا نبستن اندیشه است. جایگاه این مهم را در خانواده مهدوی چه در تشکیل و چه در تربیت و پرورش فرزندان نمیتوان نادیده گرفت. پیامبر (ص) فرمودند: «حذر کنید از ازدواج با زن احمق؛ زیرا مصاحبت با او بلا آفرین و فرزندانش تباه و بیفایده خواهند بود.»[7] این اصل مهم، راهبردی ریشهای برای زمینهسازی ظهور و تربیت نسل سرباز گونه خواهد بود. چنانچه خداوند میفرماید: «إن شر الدواب عندألله الصم البکم لذین لایعقلون»(8) محبت و عشق عشق به حضرت حجت (عج) از ارکان اساسی ولایتمداری است چنانچه پدر و مادر در خانواده بتوانند این امر را در خود و فرزندانشان نهادینه کنند در مسیر ظهور و زمینهسازی برای این امر تأثیر بسزایی خواهند داشت. محبت به خداوند، رسول گرامی (ص) و ائمه اطهار (ع) خصوصاً حضرت قائم (عج) باعث جلوگیری از لغزشها در مسیر عبودیت و بندگی خداوند متعال خواهد شد و نقطه محوری و کانون جذب به حضرت حجت (عج) است. پینوشت: [1]. غیبت نعمانی / ص 197. [2]. روانشناسی کمال/ ص 16 [3]. تلخیص بیانات در جمع اقشار مختلف مردم/ 17/ 10/ 1374. [4]. تحریم/ 6 [5].خانواده مهدوی/ ص 91. [6].تحف العقول/ ص 54. [7]. النوادر (للراوند)/ ص 13. [8]. انفال/ 22
دلایل عقلی اثبات طول عمر امام زمان(عج) شگفت از اشخاصی است که خضر و الیاس از انبیا، و شیطان و دجال از اعدا را در قید حیات میدانند، ولی وجود ذی وجود حضرت صاحب الزمان را منکرند؛ حال آنکه آن حضرت از انبیای سلف، افضل بوده و اوست ولد صاحب نبوت مطلقه و ولایت کلیّه. با شواهدی بر امکان طول عمر امام زمان علیهالسلام وقتی روح انسان بر اثر ارتقا و اشتداد وجود نوری از سنخ ملکوت و عالم قدرت و سطوت می گردد، هر گاه طبیعتش را مسخّر خود کند و بر آن غالب آید، احکام عقل های قدسی و اوصاف عرشی بر وی ظاهر می گردند؛ تا به حدّی که بدنش متخلّق به وجود های مجرّد و نوری می گردد. نتیجه بی دغدغه ای که از این تحقیق حاصل است، امکان دوام چنین انسانی که کامل حقیقی برزخ بین وجوب و امکان می باشد، در نشئت عنصری است. کیمیاگر به دانش و فن خود نقره را زرّ خالص می گرداند و در نتیجه این عنصر پایدارتر می شود. اگر انسان کامل با دانش کیمیا گونه خود، بدن عنصری خویش را قرن ها پایدار بدارد، چه منعی متصور است؟ امام زمان علیه السلام در صغر سن همچون یحیی از حکمت برخوردار شد و در طفولیت، امامِ انام گردید و به سان حضرت عیسی بن مریم در وقت صباوت به مقام ارجمندی رسید. شگفت از اشخاصی است که خضر و الیاس از انبیا، و شیطان و دجال از اعدا را در قید حیات می دانند، ولی وجود ذی وجود حضرت صاحب الزمان را منکرند؛ حال آنکه آن حضرت از انبیای سلف، افضل بوده و اوست ولد صاحب نبوت مطلقه و ولایت کلیّه. شگفت تر آنکه برخی از اهل تصوف که خود را اهل معنا و معرفت می پندارند، بر این تصور قائل اند که در هندوستان برهمنان و جوکیان، مرتاضان و ریاضت کشانی هستند که به سبب حبس نفس و کم غذا خوردن سالیان متمادی عمر می کنند، با این وجود منکر حضرت حجت اند![1] کیمیا، فلز را از جنسی به جنس دیگر تبدیل می کند و به آن عمر درازتر می بخشد، اما مومیا، حبوبات و غلات و اجساد مرده را از فساد حفظ می نماید. در حفاری هایی که از مصر باستان به عمل آمده، در مقبره فرعون مصر گندم هایی در سنبل از اهرام مصر به دست آوردند و در شک بودند که آیا قوه نمو در آنان باقی است یا نه. آنها را برای امتحان کاشتند، مشاهده کردند سبز و بارور گردیده است. این نکته را در بقای وجود شریف حضرت مهدی منتظر (روحی له الفداء) اعمال کن، با اینکه هنوز به اندازه آن دانه گندم از عمر شریفش سپری نشده، و اصولاً این دو موضوع قابل مقایسه نمی باشند و برای اُنس اذهان با این امر شگفت، ناگزیر باید به چنین مثال هایی روی آورد و ورای چنین تمثیلاتی که به مواردی اشاره شد، ما در این باره برهان های عقلی و شواهد نقلی متعددی داریم.[2] ولیّ خدا به خوبی قادر است از اکسیر التفات خویش بدن خود را هم رنگ روح گرداند و باقی و دائم سازد و این موضوع، امر بعیدی نخواهد بود. آنان که منکر وجود آن حضرت اند و لفظ مهدی و صاحب الزمان را توجیه و تأویل می کنند، از کوردلی ایشان است، والاّ به اندک شعوری چه جای انکار است. (وَ اللّهُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلی صِراطٍ مُسْتَقیم).[3] قرآن کریم درباره یونس پیامبر(علیه السلام) فرمود:(فَلَوْلا أَنّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحینَ لَلَبِثَ فی بَطْنِهِ إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ). پس اگر حجت الهی را در ظهر ارض عمری دراز باشد، چه جای استبعاد است. لذا آیه مذکور در امتداد غیبت امام زمان حجة بن الحسن العسکری(علیه السلام)، تمام و کمال است.[4] هر کسی از کودکی معلوم است در آینده چه کاره می باشد و سرنوشت او در اطوار حالاتش بیانگر احوال عین ثابت و احکام سرّ القدر اوست. به هنگام تولد حضرت موسی(علیه السلام)، ظالمان خون ها ریختند. پس این طفل در آتیه مرد نبرد، قیام و جهاد است. ظالمان از تولدش در هراس بودند، در نتیجه این کودک برای قسط و عدل تلاش می کند و درباره حضرت مهدی(عج) نیز روایت آمده است که شباهتی به حضرت موسی(علیه السلام) دارد، چنان که در زمان ولادتش همین تفحّص که درباره آن پیامبر به وجود آمد، درباره ایشان صورت گرفت.[5] پی نوشت: 1. ر.ک: یازده رساله فارسی، علامه حسن زاده آملی، رساله نهج الولایة. 2. هزار و یک نکته، علامه حسن زاده املی، ص139. 3. همان، ص124. 4. همان، نکته236، ص141. 5. مُمِدُّ الحکم در شرح فصوص الحکم، علامه حسن زاده آملی، ص536. *مجله فرهنگ كوثر. شماره 74؛ مطلب حضرت مهدی در نگاه علامه حسن زاده آملی
سرداب امام زمان(عج) آیا این ادعا صحیح است كه امام زمان(عج) در سردابى كه محل غیبت ایشان است، باقى مانده و از آنجا ظهور خواهد كرد؟ سرداب امام زمان سرداب مقدس: پیش از بیان پاسخ، ابتدا باید به معرفى سرداب مقدس پرداخت ؛ آن گاه درستى یا نادرستى این ادعا را مورد بررسى قرار داد. بیشتر خانه ها در مناطق گرمسیر عراق، از دیرباز تاكنون به جهت رهایى از گرماى سخت و طاقت فرساى خورشید، داراى سرداب یا زیر زمین بوده اند. خانه امام حسن عسكرى (علیه السلام) نیز در شهر سامرا داراى چنین زیر زمینى بود كه در تاریخ به «سرداب» مشهور شده است. زمانى كه خانه آن حضرت در حلقه محاصره سپاه خلیفه عباسى بود و آنان براى دستگیرى فرزندش مهدى(عج) آنجا را درمیان گرفته بودند ؛ از سرداب بیرون آمد و از صف آنان عبور كرد و رفت و یا از محل سرداب ناپدید شد و پس از آن غیبت و پنهان شدن آن حضرت آغاز شد. همین سرداب محل زندگى و عبادت سه امام بوده و الان نیز در جوار مرقد امامان گران قدر حضرت هادى و عسكرى (علیهم السلام) در سامرا موجود است. شیعیانى كه براى زیارت آن دو امام، وارد سامرّا مى شوند، بعد از زیارت قبر آن بزرگواران، در محل عبادت آنان نماز خوانده و آنجا را زیارت مى كنند. تهمت و ادعاى نادرست حضور و مقدّس شمردن این سرداب از طرف شیعیان، موجب شده كه دشمنان مغرض و كینه جو، تهمت هاى ناروایى را دراین رابطه مطرح كنند ؛ از جمله : 1. شیعه قائل است مهدى موعود، بعد از تولدش در سردابى مخفى شده و غیبت خود را از آنجا شروع كرده است. تاكنون نیز در آن سرداب به سر مى برد و ظهورش نیز از همان سرداب خواهد بود!! 2. برخى در كتاب هاى خود نوشته اند: این سرداب، در شهر حلّه عراق است ؛ برخى آن را در بغداد و عده اى نیز در سامرا دانسته اند!! 3. شیعیان در بامداد هر جمعه، سوار بر مركب ها و مسلّح و آماده پیكار، در مقابل درب این سرداب اجتماع مى كنند و فریاد مى كشند : سالار ما! بیا! بیا![1] پاسخ ها: یك. باور شیعه در مورد سرداب شیعه براى سردابى كه در سامرا است، احترام خاصى قائل است و آنجا را از اماكن مقدسه مى داند و در آنجا به نماز و دعا و زیارت حضرت مهدى(عج) مى پردازد ؛ ولى این كار نه براى این است كه امام در آنجا مخفى و پنهان است یا كسى امام را مقیم آنجا مى داند ؛ بلكه براى آن است كه آن محل نواحى آن و حرم عسكریین، منازل و مساكن شریفه و خانه ها و محل ولادت آن حضرت و بروز بعضى از معجزات بوده است و تجدید خاطرات آن اعصار و یاد آن زمان هایى است كه امام عصر و پدر و جدّش در آنجا زندگى و عبادت مى كردند و آنجا محل آمد و شد شیعیان و محبّان اهل بیت بوده است. دو. عدم اعتقاد شیعه به ظهور امام از سرداب در هیچ یك از آثار روایى و تاریخى شیعى، نیامده كه حضرت مهدى(عج) در سرداب مقدس زندگى مى كند و در آنجا باقى است و از آنجا نیز ظهور خواهد كرد!چنان كه علامه امینى تصریح دارد : ...شیعه اعتقاد ندارد كه غیبت امام در سرداب است و خودشان را در سرداب مخفى كرده اند و از همان جا نیز ظهور خواهد كرد ؛ بلكه اعتقاد شیعه آن است كه او از مكّه معظمه، مقابل خانه خدا ظهور خواهد كرد و آن سرداب تنها خانه امامان در سامرا بوده است ؛ این مسئله اى همگانى است...»[2]. سه. باور شیعه درباره محل زندگى امام(عج) به نظر شیعه، حضرت ولى عصر(عج)، همه ساله در مراسم حج شركت مى جوید و قبر اجداد طاهرینش را در مدینه، عراق و طوس زیارت مى كند. پس اساسا شیعه براى حضرت مهدى، محلّ و مكان خاصى قائل نیست تا نوبت به آن رسد كه بگوییم در سرداب است یا غیر سرداب؟! چهار. علت مقدس شمردن سرداب چنان كه گذشت، شیعیان به دلایل مختلف، آنجا را مقدس و محترم مى شمرند، از جمله : 4-1. آنجا محل زندگى و سكونت سه امام معصوم بوده و از وجود مبارك آنان، شرافت و بركت كسب كرده است. 4-2. آنجا محل عبادت و نیایش و تلاوت قرآن آن سه بزرگوار بوده است. 4-3. سرداب، در جوار مرقد دو تن از امامان معصوم قرار دارد و زائران امام هادى و عسكرى (علیهماالسلام)، آنجا را نیز زیارت مى كنند. 4-4. امام زمان(عج) هر سال براى زیارت قبور شریفه پدر، جدّ، مادر و عمه اش، به آنجا تشریف فرما شده است. 4-5. امام زمان(عج) در آن خانه تولّد یافته از آنجا غایب شده است (نه اینكه در آنجا پنهان شده است). پس شیعیان معتقدند : مقدّس شمردن سرداب، صرفا به دلایل یاد شده است و این تقدیس، اختصاص به این مكان ندارد ؛ بلكه هر كجا كه مشخصا محل عبادت یكى از امامان معصوم بوده است، بدان تبرك مى جویند و هر كجا بدانند حتى یك بار و یك لحظه حضرت ولى عصر(عج) دیده شده است آنجا را هم زیارت كرده و بدان تبرك مى جویند (همچون مسجد سهله، مسجد كوفه، مسجد جمكران و...) و هرگز به راز دیگرى در آن معتقد نیستند[3]. نتیجه آنكه این گونه افترائات و سخنان صد در صد كذب و نادرست، بر اساس انگیزه دشمنى با شیعه و انحراف از اهل بیت و از سوى دشمنان خاندان رسالت بیان شده است. عجیب تر آن كه به مذهبى كه هزاران نویسنده عالى قدر، آرا و عقاید شان را به صراحت در تألیفات خود نگاشته اند، نسبتى داده مى شود كه در هیچ عصرى احدى از آنها، احتمال آن را نیز مطرح نكرده است! در موضوع غیبت و مهدویت، كتاب هاى فراوانى تألیف و خصوصیات آن ذكر شده است ؛ اما در هیچ كتاب و نوشته اى، اثرى از این افترا نیست! هیچ كس نگفته كه امام در سرداب سامرا مخفى است ؛ بلكه روایات و آن همه معجزات و كرامات كه از آن حضرت در غیبت صغرى و كبرى نقل شده و حكایات كسانى كه به حضورش در طول این مدت مشرف شده اند، همه این نسبت را تكذیب مى كنند!![4] پی نوشت : [1]. به نقل از: سید محمد كاظم قزوینى، امام مهدى از ولادت تا ظهور، ص 317 و 318. [2]. الغدیر، ج 3، ص 308 و 309. [3]. یوم الخلاص، ج 1، ص 288. [4]. ر.ك : لطف اللّه صافى گلپایگانى، امامت و مهدویت، ج 2، ص 367.
ظهور دین جدید در زمان ظهور! یکی از مسائلی که در حوزه مهدویت، اندیشه مهدوی پژوهان را به خود جلب کرده است، محتوای برخی روایات است. آیا امام زمان علیه السلام آیین جدید می آورد؟ با درنگ در برخی احادیث مهدویت با روایاتی مواجه می شویم که در آنها این چنین بیان شده است که هرگاه امام مهدی(عجله الله تعالی فرجه) ظهور نماید، گویی آیین و دین جدیدی خواهد آورده![1] در این نوشتار به بررسی و جواب این تفکر خواهیم پرداخت. برای پاسخگویی به سؤال مورد نظر درنگ در نکاتی که ارائه خواهیم داد بسیار اهمیت دارد. نکته اول: اگر با دید محققانه و منصفانه به تاریخ صدر اسلام نگریسته شود، و در محتوا و آیین وحیانی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) مبلغ و مروج آن بود خوب تأمل شود، اقرار خواهیم داشت، بخش مهمی از رسالت نبوی (مرجعیت دینی اهل بیت (علیهم السلام)) که به نوعی تکمیل کننده آیین آسمانی پیامبر بود،[2] در اثر زیاده خواهی عده ای خواص به دست فراموشی سپرده شد، این در حالی است که اهمیت و جایگاه ولایت امری و مرجعیت دینی اهل بیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) از چنان اهمیتی برخوردار است که باری تعالی به پیامبر خود می فرماید: اگر در ابلاغ این امر کوتاهی کنی و حقیقت آن را برای مردم تبیین و روشن نکنی گویی رسالت خود را به اتمام نرسانده ای. «اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده اى.» [3] بیشتر بخوانیم: دین جدید امام زمان(عج) ! آیا امام زمان (عج) دین جدیدی می آورند؟ ظهور و آوردن دین جدید! نکته دوم: در صدر اسلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) دو ثقل مهم را برای هدایت و سعادت جامعه اسلامی به یادگار گذاشت، یکی کتاب آسمانی و دیگر اهل بیت (علیهم السلام) خود، این مطلبی است که حتی علمای اهل سنت در کتب روایی خود به آن اذعان داشته و آن را در کتب خود ثبت و ضبط کرده اند.[4]، این در حالی است که بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام عده ای از صحابه به بهانه «کافی بودن کتاب آسمانی» جامعه اسلامی را از برکات وجودی خاندان عصمت و طهارت محروم کردند.[5] ما نباید به منظومه احادیث اسلامی به گونه جزیره ای نگاه کنیم؛ چرا که این رویکرد غلط موجب می شود ما از فهم دقیق معارف اسلامی محروم بمانیم، دیدن یک حدیث و رها کردن احادیث فراوان دیگر، برداشت سطحی از روایات را برای افراد به دنبال خواهد داشت، هر چند ما در احادیث امام مهدی شناسی (علیه السلام) با احادیثی مواجه می شویم که بیان گرد آوردن «امری جدید» است، ولی باید این احادیث را در کنار احادیث دیگر مشاهده کنیم، احادیثی که گویای این است که امام مهدی (علیه السلام) اقامه کننده سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) است و امری که ایشان اقامه می کنند در واقع همان سنت و شریعت نبوی است نه شریعتی جدید، کتابی که او معارف آن را تبیین خواهد کرد، همان کتاب قرآن موجود در جامعه اسلامی است نه کتاب جدید دیگری. نکته سوم: با کنار گذاشتن مرجعیت دینی اهل بیت (علیهم السلام) جامعه اسلامی از بسیاری از معارف و آموزه های اسلامی محروم ماند، به طوری که پس از قرن ها برخی از آنها به این باور رسیده اند که آن معارف جز دین نبوده و به تبع لزومی برای پیروی و انجام آن معارف در دین نیست، با این کار نه تنها معارف اصیل اسلامی به دست فراموشی سپرده شد، بلکه بدعت هایی در این آیین شکل گرفت. نکته چهارم: نکته بسیار مهمی که در مباحث حدیث شناسی و درایت الحدیث، به خصوص در حوزه مهدویت باید مورد توجه قرار گیرد این است که، ما نباید به منظومه احادیث اسلامی به گونه جزیره ای نگاه کنیم؛ چرا که این رویکرد غلط موجب می شود ما از فهم دقیق معارف اسلامی محروم بمانیم، دیدن یک حدیث و رها کردن احادیث فراوان دیگر، برداشت سطحی از روایات را برای افراد به دنبال خواهد داشت، هر چند ما در احادیث امام مهدی شناسی (علیه السلام) با احادیثی مواجه می شویم که بیان گرد آوردن «امری جدید» است، ولی باید این احادیث را در کنار احادیث دیگر مشاهده کنیم، احادیثی که گویای این است که امام مهدی (علیه السلام) اقامه کننده سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) است و امری که ایشان اقامه می کنند در واقع همان سنت و شریعت نبوی است نه شریعتی جدید، کتابی که او معارف آن را تبیین خواهد کرد، همان کتاب قرآن موجود در جامعه اسلامی است نه کتاب جدید دیگری. [6] تنها فرقی که در امر امام مهدی وجود دارد این است که ایشان آیین نبوی را بدون هیچ تحریف و تغییری برای امت بیان می کنند. سخن آخر خلاصه کلام اینکه امام مهدی (عجله الله تعالی فرجه) هیچ گاه کتاب جدیدی غیر از قرآن موجود را نخواهد آورد، ایشان هیچ گاه شریعتی غیر از شریعت ناب نبوی، که به دور از هر گونه تحریف و بدعت است را تبلیغ نخواهد کرد. در واقع امام مهدی (علیه السلام) مبلغ و مروج سنت ناب محمدی است، سنت وحیانی که بسیاری از مباحث اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی آن در جامعه اسلامی به دست فراموشی سپرده شده است، پی نوشت ها: [1]. الغیبة (للنعمانی)، ص233. «...عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُومُ الْقَائِمُ بِأَمْرٍ جَدِیدٍ وَ كِتَابٍ جَدِیدٍ وَ قَضَاءٍ جَدِی؛ ..ابى بصیر كه گفت: ابو جعفر (امام باقر) علیه السّلام فرمود: امام قائم كه قیام كند امرى نو و كتابى نو و قضاوتى نو خواهد داشت...» [2]. سوره مائده، آیه 3: «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْ دینِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دینا» [3]. مائده، 67. [4]. نسائی، السنن الکبری، ح ۸۱۴۸. [5]. ر.ک: ذهبی، تذکرة الحفاظ، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۹. «پس از رحلت پیامبر، خلفاء کتابت حدیث را ممنوع کردند. ابوبکر علت این منع را اختلاف راویان و به تبع آن اختلاف بین مردم اعلام کرد و تمسک به قرآن را برای شناخت حلال و حرام و دستورات دینی کافی دانست.» [6]. كمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص411، ح6. «جناب صدوق در کتاب خود نقل می کند: جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله و علیه وآله: الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ كُنْیَتُهُ كُنْیَتِی وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِی وَ سُنَّتُهُ سُنَّتِی یُقِیمُ النَّاسَ عَلَى مِلَّتِی وَ شَرِیعَتِی وَ یَدْعُوهُمْ إِلَى كِتَابِ رَبِّی؛ قائم از فرزندانم است؛ رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) فرمود قائم از فرزندانم نامش نام من است و كنیه اش كنیه من است و شمائلش شمائل من است و روشش روش من است مردم را بر ملت و شریعت من وادارد به كتاب پروردگارم عزوجل دعوت كند.»
آیا وهابیت اعتقادی به منجی دارند ؟ آیا وهابیت به امام زمان (عج) اعتقاد دارند و یا منجی دیگری دارند ؟ مهدویت و وهابیت پاسخ: در رابطه با رویكرد وهابیت نسبت به مهدویت ، توجه شما را به این نكته جلب می كنم كه وهابیت و اهل سنت حدود 99 درصدشان در رابطه با مهدویت ، پنجاه ـ شصت در صد با شیعه هم عقیده هستند؛ یعنی این ها معتقد هستند كه رسول اكرم صلی الله علیه وآله بشارت داده به وجود حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) كه آن نازنین وجود خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد ؛ همان گونه كه از ظلم و ستم لبریز شده است . در این زمینه ما اختلاف آن چنانی با اهل سنت حتی با وهابیت هم نداریم . البته اگر فرصتی شد در رابطه با مهدویت نوعی و شخصی كه چه شاخصه های دارد سر فرصت بحث خواهیم كرد . نكته جالب توجه این است كه ابن تیمیه ، بزرگ نظریه پرداز وهابیت هم وقتی در برابر انبوهی از روایات در صحاح سته و حتی در صحیح بخاری و مسلم در باره حضرت مهدی مواجه می شود، صراحتاً می گوید : إن الأحادیث التی یحتج بها علی خروج المهدی أحادیث صحیحة، رواها أبو داود والترمذی وأحمد وغیرهم من حدیث ابن مسعود وغیره . احادیثی كه می توانیم احتجاج كنیم بر آن احادیث بر قیام حضرت مهدی ، این احادیث صحیح هستند . این روایات را ابو داود ، ترمذی و احمد نقل كرده اند . منهاج السنة النبویة ، ج 4 ، ص211 خود آقای ابن قیم، شاگرد و ناشر افكار ابن تیمیه هم در این زمینه مفصل بحث كرده است و می گوید احادیث مربوط به حضرت مهدی، احادیث حسن و صحیح هستند . جالب تر از این ها آقای بن باز مفتی اعظم سابق عربستان سعودی، عبارت خیلی ظریفی دارد : أمر المهدی معلوم ، والأحادیث فیه مستفیضة، بل متواترة وقد حكی غیر واحد من أهل العلم تواترها . وهی متواترة تواترا معنویا ، لكثرة طرقها ، واختلاف مخارجها ، وصحابتها ، ورواتها ، وألفاظها ، فهی - بحق - تدل علی أن هذا الشخص الموعود به أمره ثابت وخروجه حق . وقد رأینا أهل العلم أثبتوا أشیاء كثیرة بأقل من ذلك . والحق أن جمهور أهل العلم ، بل هو الاتفاق : علی ثبوت أمر المهدی، وأنه حق ، وأنه سیخرج فی آخر الزمان . وأما من شذّ من أهل العلم - فی هذا الباب - فلا یلتفت إلی كلامه فی ذلك . مسئله حضرت مهدی علیه السلام واضح است و احادیث پیرامون آن مستفیضه؛ بلكه متواتر است و تعداد زیادی از اهل علم متواتر بودن احادیث حضرت مهدی علیه السلام را نقل كرده اند . و تواتر آن تواتر معنوی است به خاطر كثرة طرق احادیث آن، و اختلاف در لفظ احادیث و راویان و الفاظ بحق دلالت بر این دارد كه این شخص موعود امر ثابتی دارد و خروج او حق است. و ما دیده ایم كه علما مسائل زیادی را با روایاتی كمتر از این ثابت كرده اند . و قول حق از علما بلكه اتفاق علما بر ثبوت مسئله مهدویت است و همین قول حق است و به حق كه او در آخر الزمان خارج خواهد شد . و اما عده قلیلی از علما (در این مسئله) توجهی به صحبت درباره او نكرده اند . مجلة الجامعة الإسلامیة بالمدینة المنورة، العدد 3 ، السنة الأولی 1388، فی ذیل محاضرة عبد المحسن العباد. همچنین آقای ناصر الدین البانی كه از او به بخاری دوران تعبیر می كنند ، شبیه این عبارت را دارد . مجلة التمدن الإسلامی الدمشقیة ، شمارهء 27 و 28 ، سال 22 ، ص 642 . رابطة العالم اسلامی كه در حقیقت مركز فرهنگی وهابیت است ، در برج می 1976 رسماً اعلام كرد : فإنّ الاعتقاد بظهور المهدی یعتبر واجباً علی كل مسلم وهو جز من عقائد أهل السنة والجماعة ولا ینكر ذلك إلاّ كلّ جاهل أو مبتدع . اعتقاد به ظهور حضرت مهدی ، یك امری است واجب بر همه مسلمان ها . این عقیده ، جزء عقائد اهل سنت و جماعت است و جز جاهل و نادان و بدعت گذاری كسی نمی تواند این عقیده را انكار كند . مشكل ما با وهابیت ، نسبت به وجود حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداه) ولادت آن حضرت و این كه آیا حضرت مهدی (سلام الله علی)ه از نسل امام عسكری علیه السلام است و در سال 255 هـ به دنیا آمده یا نه ، مورد اختلاف با وهابیت است كه این ها قاطعانه در برابر این عقیده شیعه ایستاده اند. علمای زیادی از اهل سنت صراحتاً در كتاب های خودشان گفته اند كه حضرت مهدی سلام الله علیه در سال 255 یا در سال 58 از نرجس خاتون و امام عسكری به دنیا آمده است .آمار 120 نفر از علمای اهل سنت جمع آوری شده است كه همگی اعتراف دارند بر ولادت حضرت ولی عصر اواحنا له الفداء نظرات علمای بزرگ اهل سنت معترف بر ولادت حضرت مهدی در سال 255 هجری در رابطه با شخصیت های اهل سنت كه در رابطه با ولادت آقا حضرت مهدی سخن گفته اند ، فقط چند نمونه از علمای انساب كه حرف اول را آن ها می زنند و بعد چند نفر از شخصیت های برجسته را عرض می كنم . جناب ابو نصر سهل بن عبد الله از اعلام قرن چهارم در كتاب سر السلسلة العلویة صراحت دارد بر این كه آقا حضرت مهدی فرزند امام عسكری به دنیا آمد و او را قائم و حجت می دانند . سر السلسلة العلویه ص 39 بعد می گوید : هیچ اشكالی در نسب آن حضرت نیست ؛ ولی به خاطر برخی از مسائل سیاسی برادرش جعفر آمد و ادعا كرد میراث امام عسكری را . جناب فخر رازی از شخصیت های برجسته اهل سنت ، صاحب كتاب تفسیر كبیر ، متوفای 606 هـ صراحت دارد : فله ابنان وبنتان . اما الإبنان فأحدهما صاحب الزمان والثانی موسی درجه فی حیات أبیه . امام عسكری (علیه السلام) دو تا دختر و دو تا پسر داشتند . یكی از فرزندان آن ها صاحب الزمان و دیگری موسی بوده كه در زمان حیات پدرش از دنیا رفته است . الشجرة المباركة فی انساب الطالبیة ، ص78 جناب محمد امین كه از شخصیت های بلند آوازه اهل سنت در شناخت انساب و قبائل عرب است ، صراحت دارد: محمد المهدی وكان عمره عند وفات أبیه ، خمس سنین . عمر حضرت مهدی ، هنگام وفات پدرش پنج سال بوده است . فی معرفة قبائل العرب ، ص364 جناب عمری در كتاب المجزی فی انساب الطالبین ، ص130 و دیگر بزرگان ابن عنبه در عمدة الطالب فی أنساب آل أبی طالب ، ص199 این تعبیر را دارند . جالب این است آقای ابن اثیر جزری ، صاحب الكامل فی التاریخ ، ج7 ، ص274 صراحت دارد بر ولادت آقا امام زمان در سال 255 هـ كه در هنگام وفات آقا امام عسكری این آقا در قید حیات بوده است . آقای ابن خلكان از استوانه های علمی اهل سنت می فرماید : كانت ولادته یوم الجمعة منتصف شعبان سنة خمس وخمسین ومأتین . ولادت حضرت مهدی ، روز جمعه نیمهء شعبان ، سال 255 هجری بوده است . وفیات الأعیان، ج4، ص176 آقای ذهبی در كتاب های متعداهل سنمدش در این زمینه سخن گفته است . در تاریخ اسلام ، دارد : وأما ابنه محمد بن الحسن الذی یدعوه الرافضة القائم الخلف الحجة ، فولد سنة ثمان وخمسین وقیل سنة ستة وخمسین . تاریخ اسلام ، در وفیات 251 تا 260 همین تعبیر را در سیر اعلام النبلاء ، ج13، ص119 دارد . شبیه این عبارت در كتاب العبر فی خبر من غبر ، ج5، ص37 دارد. حضرت مهدی ، فرزند امام عسكری سال 258 یا 256 به دنیا آمده است . آقای زركلی وهابی كه در حقیقت تراث وهابیت را در كتاب «الأعلامش» زنده كرد ، كه از وهابیون معاصر ما نیز هست، می گوید : ولد فی سامرا ومات ابوه وله من العمر خمس سنین . و قیل فی تاریخ مولده لیلة نصف شعبان سنة خمس و خمسین و مأتین حضرت مهدی در سامرا به دنیا آمد ؛ در حالی كه پنج سال بیشتر نداشت ، پدر خود را از دست داد . می گویند او در نیمیه شعبان سال 255 به دنیا آمده است . الأعلام - خیر الدین الزركلی - ج 6 ص 80
چگونه ممکن است امام زمان (عج) در سن ۵ سالگی امام شوند؟ چگونه ممکن است امام زمان (عج) که بعد از شهادت امام حسن عسکری (ع) پنج ساله بودند امام شوند و کودکی پنج ساله پیشوایی مسلمین را به عهده بگیرند؟ «پیشوایی به کوچکی و بزرگی نیست، بلکه مربوط به قابلیتها و استعدادهاست رهبری و پیشوایی امت در کودکی که سهل، حتی در نوزادی، هم امکان دارد و هم واقع شده است داستان حضرت عیسی علیه السلام شاهد بر این سخن که در قرآن میفرماید: "فَأَشارَتْ إِلَ یا صاحب الزمان پاسخ تفصیلی: اولاً: اگر در اخبار اهل بیت علیهم السلام تأمل شود معلوم میشود که مقام نبوت و امامت یک مقام ظاهری ناچیز نیست که هر کسی صلاحیت آن را داشته باشد بلکه نبوت مقام ارجمندی است که شخص واجد آن مقام با حق تعالی ارتباط و اتصال داشته از افاضات و علوم عوالم غیبی برخوردار میشود، احکام و قوانین الهی بر باطن و قلب نورانیاش وحی و الهام میگردد و طوری آنها را دریافت میکند که از هر گونه خطا و اشتباهی معصوم است. همینطور ولایت و امامت مقام بزرگی است که واجد آن مقام به طوری احکام خدایی و علوم نبوت را تحمل و ضبط میکند که خطا و نسیان و عصیان در ساحت وجود مقدسش راه ندارد و همواره با عوالم غیبی مرتبط بوده و از افاضات و اشراقات الهی بهره مند میگردد. بواسطه علم و عمل پیشوا و امام انسانیت و نمونه و مظهر دین و حجت خداوندی است، معلوم است که هر کسی قابلیت و استعداد احراز این مقام شامخ را ندارد بلکه باید از حیث روح در مرتبه اعلای انسانیت باشد تا لیاقت ارتباط با عوالم غیبی و دریافت علوم و ضبط آنها را واجد باشد و از حیث ترکیبات جسمانی و قوای دماغی در کمال اعتدال باشد تا بتواند حقایق عالم هستی و افاضات غیبی را بدون خطا و اشتباه به عالم الفاظ و معانی تنزل دهد و به مردم ابلاغ کند پس پیغمبر و امام از حیث آفرینش ممتازند و به واسطه همین استعداد و امتیاز ذاتی است که خداوند متعال آنان را به مقام شامخ نبوت و امامت انتخاب میکنند، این امتیاز از همان اوان کودکی در وجود آنها موجود است لکن هر وقت که صلاح بود و شرایط موجود شد و مانعی در کار نبود آن افراد برجسته رسماً به مقام و منصب نبوت و امامت معرفی میشوند این انتخاب و نصب ظاهری چنانکه گاهی بعد از بلوغ یا در زمان بزرگی انجام میگیرد ممکن است در ایام کودکی تحقق پذیرد. چنانکه حضرت عیسی علیهالسلام در گهواره با مردم سخن گفت و خودش را پیغمبر و صاحب کتاب معرفی کرد. خداوند متعال در سوره مریم میفرماید: "فَأَشارَتْ إِلَیْهِ قالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَنْ کانَ فِی المَهْدِ صَبِیّاً * قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الکِتابَ وَجَعَلَنِی نَبِیّاً و جعلنی مبارکاً این ما کنت و اوصانی بالصلوة و الزکوة ما دمت حیاً[۲]" مریم به عیسی اشاره کرد، گفتند: "چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوییم؟! عیسی گفت من بنده خدایم که مرا کتاب داده و به پیغمبری برگزیده است و هر کجا باشم مبارک گردانیده و به نماز و زکات تا زنده باشم سفارش کرده است. از این آیه و آیات دیگر استفاده میشود که حضرت عیسی علیه السلام از همان کودکی و ایام صغر پیغمبر و صاحب کتاب بوده است. بنابراین هیچ مانعی ندارد که کودکی در سن پنج سالگی با عوالم غیبی ارتباط داشته باشد و به وظیفه سنگین خزانه دارای و ضبط و تبلیغ احکام منصوب شود و در انجام وظیفه خویش و ادای این امانت بزرگ کاملاً نیرومند و مقتدر باشد.[۳] ثانیاً: حضرت امام جواد علیه السلام هم در هنگام وفات پدرش ۹ ساله و یا ۷ ساله بوده و امام رضا علیه السلام او را به عنوان جانشین خود معرفی کرد.[۴]، که سخنان و مناظرات امام جواد علیه السلام و حل مشکلات بزرگ علمی و فقهی توسط آن حضرت تحسین و اعجاب دانشمندان اسلامی اعم از شیعه و سنی را بر انگیخته و آنان را به تعظیم در برابر عظمت علمی امام وا داشته است و هر کدام او را به نحوی ستودهاند و به عنوان نمونه: سبط بن جوزی میگوید: (امام جواد علیه السلام ) در علم و تقوا و زهد و بخشش بر روش پدرش بود.[۵] ابن حجر هیتمی به اعلمیت امام جواد(ع) اعتراف نموده مینویسد: مأمون او را به دامادی انتخاب کرد زیرا با وجود کمی سن از نظر علم و آگاهی و حلم و بر همه دانشمندان برتری داشت.[۶] ثالثاً: ائمه اطهار علیه السلام هم موضوع صغر سِنّ آن جناب را پیش بینی کرده و اعلام نمودهاند تا مورد اعتراض مخالفین و معاندین قرار نگیرد. به عنوان نمونه: قال ابو جعفر علیه السلام : "صاحب هذالامر اصغرنا سناً و اخملنا شخصاً[۷]" حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود: حضرت صاحب الامر سن مبارکش از ما کمتر و گمنامتر است. رابعاً: با اینکه آفرینش و خلقت ویژه انبیاء و ائمه طوری است که نمیتوان آن را با افراد عادی مقایسه کرد مع الوصف در بین اطفال عادی هم گاهی افراد نادری دیده میشوند که از حیث استعداد و حافظه نابغه عصر خویش بوده و قوای دماغی و ادراکات آنان از مردان ۴۰ ساله هم بهتر است. ابو علی سینا فیلسوف نامی از این افراد شمرده میشود از وی نقل شده است که گفته: چون به حد تمییز رسیدم مرا به معلم قرآن سپردند و پس از آن معلم ادب پس هر چه را شاگردان بر استاد ادیب قرائت میکردند من همه را حفظ نمودم. بعلاوه آن، استاد مرا به کتابهای ذیل تکلیف کرد: "الصفات" و "غریب المصنف" و "ادب الکاتب" و "اصلاح المنطق" و "العین" و "شعر و حماسه" و "دیوان رومی" و "تصریف مازنی" و "نحو سیبویه" پس همه را در مدت یک سال و نیم حفظ کردم و اگر تعویق استاد نبود در کمتر از این مدت حفظ میکردم. پس از آن شروع کردم به یاد گرفتن فقه و چون به ۱۲ سالگی رسیدم بر طبق مذهب ابی حنیفه فتوا میدادم پس از آن شروع کردم به علم طب و "قانون" را در سن ۱۶سالگی تصنیف نمودم و در سِنّ ۲۴ سالگی خودم را در تمام علوم متخصص میدانستم.[۸] درباره فاضل هندی گفته شده: "قبل از رسیدن به سن ۱۳ سالگی تمام علوم معقول و منقول را تکمیل کرده بود و قبل از ۱۲ سالگی به تصنیف کتاب پرداخت۹ و همچنین نابغه عصر ما سید محمد حسین طباطبایی. بنابراین در صورتی که اطفال نابغه، دارای چنان مغز و قوایی باشند که در سنین خردسالی از عهده حفظ هزاران مطالب گوناگون و حل مشکلات و غوامض علوم بر آیند و نیروی محیر العقول آنان باعث اعجاب شود پس چه استبعادی دارد که خداوند متعال حضرت بقیةاللَّه و حجّت حق و علت مبقیه انسانیت را در سن ۵ سالگی به ولایت منصوب گرداند و تحمل و ضبط احکام را به عهدهاش واگذار کند؟ نتیجه آنکه عقلاً و وقوعاً هیچ استبعادی ندارد که حضرت صاحب الامر (عج) در سن ۵ سالگی پیشوایی مسلمین را به عهده بگیرند.» پی نوشتها: ۱ . مریم/۲۹. ۲ . مریم/۲۹. ۳ . ابراهیم امینی، دادگستر جهان (انتشارات شفق، چاپ چهاردهم، ص۱۳۷۳) ص۱۲۲-۱۲۱. ۴ . اثبات الوصیه، ص۱۶۱. ۵ . سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، مکتبة الحیدریه، ۱۳۸۳ ه ق، ص۳۵۹. ۶ . ابن حجر هیتمی، صواعق المحرقه (ط ۲، قاهره، مکتبة القاهره، ۱۳۸۵ ه ق) ص۲۰۵. ۷ . مجلسی، بحار الانوار، (اسلامیه) ج۵۱، ص۳۸. ۸ . دادگستر جهان، ابراهیم امینی (انتشارات شفق، چاپ چهاردهم، ۱۳۷۳) ص۱۲۴-۱۲۳، به نقل از هدیة الاصباب، ط تهران، سال ۱۳۲۹، ص۷۶. ۹ . هدیة الاصباب، ط تهران، ۱۳۲۹، ص۲۲۸.